آنکس که عاجز از خلق لحظه هاست، معلول است. نه من...روح بلند آدمیت فراتر از هر معلولیتی است
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
هميشه سلام جشن ِ تولد ِ توئه دخترِ ماه آذر از انتهاى پاييز بازى رقص و آتش هجومِ بادِ وحشى همبازى خزونى بغضِ درختِ نارنج هقهقِ زخمى ابر دخترِ ماهِ آذر -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو دوباره این چشمهای خسته بارانی شده …. دوباره دلم گرفته است و شعر دلتنگی را برای این دل میخوانم…. میخوانم و اشک میریزم ، آنقدر اشک میریزم تا این اشکها تبدیل به گریه شوند… در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا …. دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر میکند….. خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود… خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که پرنده در قفس اسیر است و با نگاه معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان آزادانه پرواز میکنند چشم دوخته است… دلم گرفته است مثل لحظه تلخ غروب ، مثل لحظه سوختن پروانه ، مثل لحظه شکستن یک قلب تنها … دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید و دوباره این دل بهانه میگیرد… به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره …. آسمانی دلگیرتر از این دل خسته …. یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ زده….. خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است…. تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است…. دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است…. آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از قفس این دل نشسته و بی آواز است…. هوا ، هوای ابریست ، هوای دلگیریست…. میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم …. دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم …. اما نمی توانم….. دوباره دلم گرفته است ، خیلی دلم گرفته است… اما کسی نیست تا با من درد دل کند ، کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم و آرام شوم…. هیچکس نیست….!!!! من اومدم دوستان دلتون واسم تنگيده بود نه ؟ دوستاي خوب زياد دارم که سر ميزنن ميخوام تشکر کنم -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- از خدا پرسيدم خدايا چطور ميتوان بهتر زندگي کرد؟ دلي دارم كه در آتش خانه كرده، -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- خدارو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت خدارو دوست دارم ولي نه واسه ي زيبا و زشت خدارو ميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم خدارو ميخوام نه واسه ي روزاي تلخ آخرم خدارو ميخوام نه واسه سكه و سكو يا قبا خدارو ميخوام كه فقط تو رو نگهداره برام خدارو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده خدارو دوست دارم چون عاشق بودنو يادم داده خدارو دوست دارم چون عاشقارو خيلي دوست داره خدارو دوست دارم چون عاشقو تنها نميزاره خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند ميزنه خدارو دوست دارم واسه اينكه منو تو با هميم خدارو دوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم سه نفر می میرن، از یکی می پرسن به نظرت اینا می رن بهشت یا جهنم؟ می گه: اولی باید بره به بهشت، دومی باید بره به جهنم، سومی رو هم باید بفرستن توی طویله. می پرسند چرا؟می گه: اولی متاهل بوده، دنیا براش جهنم بوده، دومی مجرد بوده، دنیا براش بهشت بوده، سومی متاهل بوده، زنش مُرده... مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته نمی كنه از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره! دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن.... اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن جیگرم، نفسم، همسرم، همدستم، همپام، همدلم درد می کنه. دکتر خوب سراغ نداری؟ تو رو به قيمت جون، به همين يه لقمه نون، تو رو به ماه آسمون، به عاشقاي بي نشون تو رو به حرمت چشات، به همه مقدسات، تو رو به خود خدا، به هق هق شبونه هات قسمت مي دم... عشق ... سرکاریه امروز خیلی دلم گرفته
هر دلی دیدم یاری داره دل من چی داره؟.

من از عشق آماده ترم
به دوست داشتنت
و طراوتي چون تو
در گلدان ِ بي تابي هاي من ناديدني نخواهد بود
سبزترين طپش !
رويشِ ِ تو
آغاز نسل اقاقي هاست
به نيازي زنده مي كند
اتفاقي سبز
تو را در من
و عشق...
متولد مي شود
تولدت مبارک
ميلاد هر چي خاطره
روزي که غير ممکنه
هيجوري از يادم بره
تا ابتداى برفى
عصيانِ آدمكها
حوّاترين دو حرفى
جنون شك و باور
پايانِ خشخشِ برگ
دخترِ ماهِ آذر
ابرىترين دقايق
پيرهنِ لحظههاته
اما خودت بهارى
خورشيد توى چشاته
جنگِ تگرگ و شيشه
ياغىترين زمستون
حريفِ تو نمىشه
دخترِ ماهِ آذر
تُو آسمونِ چشمات
ترانه پَر، غزل پَر
پيچكِ التماسى
تُو خاطراتِ كوچه
عطرِ نجيبِ ياسى
محتاجِ شونههاته
گريهترين ترانه
همقفسِ صداته
همبازى خزونى
رنگينكمونِ احساس
خورشيدِ مهربونى
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم
من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون
به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم
هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم
تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم
کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک
عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک
فقط می خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک

تو اين پست ميخوام از شما دوستاي گلم تشکر کنم
ممنونم که هميشه منو شرمنده خودتون ميکنيد و با نظراتتون منو خوشحال ميکنيد
اول از همه ميخوام بگم اگه اسم کسي از قلم افتاد منو ببخشه آخه انقدر
ميگن خانم ها مقدم تر هستن پس از دخترها اول که بهم
خواهري گلم کبري.هميشه تو شادي و غم با من هست خيلي دوست دارم.اميدوارم امتحانات ارشد قبول شي
خواهر عزيزم تارا جان گلم.از خدا ميخوام که تو هميشه شاد و سلامت باشي.مواظب دل پاکت باش
آبجي نرگس مهربون.برات آرزو خوشبختي ميکنم.الهي دست به خاک بزني طلا بشه
آبجي زهرا.قربونت برم که هميشه به ياد من هستي.من هم به يادت هستم برات دعا ميکنم
ترانه عزيزم.هميشه من شرمنده ميکنه با محبت خودش.دعا ميکنم امتحان کنکور قبول شي با رتبه تک رقمي
يکي ار گل ترين دخترها که بهترين دوستم هست.فرزانه گلم.کاش همه سادگي تورو داشتن.خيلي مواظب خودت باش
مهديس خانم عزيز.يک دختر خوش اخلاق و خوش برخورد و دوست داشتني .اميدوارم هميشه سلامت باشي
الناز جان.هميشه حرف هاش منو آرام ميکنه
سبا خانم گل.که چند وقته کم پيدا شده من نگرانش هستم دلم هم براش تنگ شده
معصومه عزيز.خيلي گل هست.خيلي هم پرکار و پر تلاش
يوسف عزيز دلم.خيلي دوست دارم هميشه به يادت هستم.اميدوارم ديگه تو زندگي غم نداشته باشي
بهمن جون.يک پسر شوخ و تو دل برو که ميخواد براي من آستين بلا بزنه![]()
خدا جواب داد گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران
و بدون ترس براي آينده آماده شو،
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز،
شکهايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کني
===========
درون شعله ها كاشانه كرده،
دلي دارم كه از شوق فراغت،
وجودم را ز غم ويرانه كرده
===========
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
گل عشق تو هستم شبنمم باش،
دلم دنياي زخمه مرحمم باش،
ز درد بي كسي قلبم شكسته،
به شهر بي كسي ها همدمم باش
از پیرزنه می پرسن شوهرت بدیم یا بفرستیمت مكه؟ میگه ننه، مكه كه فرار
جوراباتو بشور خفمون کردي
محبت ... تظاهره
مهربونی ... مسخرس
وفا ... مُرده
عهد و پیمان ... دلخوشیه
عاطفه ... تموم شده
مهر ... مدرسه ها باز می شه
عجیب احساس خستگی میکنم
خسته ام از تكرار زندگي تنهايي عذابم ميدهد
الان چند وقته خیلی کم خواب شدم
فکر کنم دارم آلزایمر می گیرم خیلی فراموش کار شدم
سردرد امانم نميدهد هر شب تب میکنم شاید تب عشق باشه
باید برم دکتر آخه بیماری دیستروفی عضلانی قلب و ریه رو هم درگير می کنه
دلم ميخواد برام يك جاي دور اين دنيا برام خيلي بي ارزش شده
هوا خانه خیلی سنگین شده کاش.........
فکرهای زیادی تو سرم دارم که همیشه منو عذاب میده
چند روزه که من خیلی زود اعصابی میشم فکر کنم آب روغن قاطی کردم
الان تو فکرها غرق شده بودم که یکی از دوستم پی ام داد منو از غرق شدن نجات داد
بر میگردم
فعلاً...![]()
![]()
سیاهی شب ماه رو داره دل من چی داره؟.
وقتی سنگ قلب آدمها بشوی نشونی.
واسه دل پر غصه من دلی مهربون نیست.
عشق واقعی تو قصه ها ست تو خیال و خواب .
دوستت دارم گفتن شون همشون سراب.
عشقم عزیزم جونم نوره چشمای گریونم.
بی تو نفسم سراب. بی تو گم و بی نشونم.
بی تو نمیخوام بمونم..
من میدونم عشقم و فردام بودی.
کنجه غمگینم و دنیام بودی.
کاشکی میشد اشگام پنهون بکنم.
از این دلم غصه رو بیرون بکنم.
با این دل بیقرار سخت برام انتظار
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت
2:30 توسط امین| |
دوباره آسمان این دل ابری شده …
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت
17:39 توسط امین| |
سلام به همه ي دوستاي گلم
نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت
15:26 توسط امین| |
خدارو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت
5:43 توسط امین| |
سلام به دوستای گلم
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت
3:24 توسط امین| |



